دلتنگی عسل
سلام به همه ی دوستای گلم.امیدوارم همیشه دلهاتون شاد و لباتون خندون باشه.
این دفعه که اومدیم خونمون عسلم خیلی داغون شده. هر شب قبل از خواب کارش شده گریه.
خیلی دلتنگی میکنه. همش میگه دلم برای مامان جون تنگ شده.
منم میشکنم وقتی که بچم اینطوری بیتابی میکنه.
خدایا دلم غصه داره. عسل هر چی بزرگتر میشه بیشتر طعم تلخ غربت رو احساس میکنه.
چیکار کنم همه چی دست خداست . اگه اون بخواد میشه. خدا جونم بخواه و دست رحمتت رو بکش رو سر ما و انتقالیمون رو درست کن ما هم بتونیم بریم شهر خودمون. پیش خانواده هامون.
چی میشه مگه؟
لااقل به بچم صبر بده که بتونه تحمل کنه.
اون که از اولاد پیغمبره معصوم و پاکه.
خدای بزرگ کمکمون کن.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلتنگی عسل
